https://shohada.org/en/node/253051
شناسه خبر: 253051
2022-3-11 04:42
کرامات شهدا بعد از شهادت
به روایت از طاهره هوشمند : به خاطر دارم از طرف بنیاد شهید برای مکه ثبت نام می کردند و با توجه به اینکه آن موقع تازه بنایی کرده بودیم پول زیادی در دسترس نبود و خیلی ناراحت شدم و گریه کردم و از فرزند شهیدم خواستم که مشکلم حل شود . یک شب خواب دیدم که علی به زانویم زد و گفت : مادرجان این قدر ناراحت نباش امسال به مکه می روی . در همان لحظه از خواب بیدار شدم دستش را حس کردم که به زانویم زد . به پدرش گفتم : ان شاءا... به مکه می رویم . گفت : نه ما نمی توانیم به زیارت خانه خدا برویم . ولی چون علی به من گفت دلم قرص بود . صبح در مغازه گفتند برو هر چه پول می خواهی از زیر متکا بردار . رفتم و دیدم که مقدار بسیار زیادی پول در آنجا گذاشته اند . خوشحال شدم و به بنیاد شهید رفتم . چون در آن روز آخر ثبت نام بود بسیار شلوغ شده بود . یکی از همسایه ها در آنجا بود و به من گفت : خانم پورمحمدی اینجا چه کار می کنی ؟ گفتم : شناسنامه و پول آورده ام که برای مکه ثبت نام کنم دارد ظهر می شود و اینجا هم خیلی شلوغ است . ایشان مدارک را از من گرفت و ثبت نامم را انجام داد . خیلی خوشحال شدم و فهمیدم که فرزند شهیدم چه مقام بالایی دارد که حرفش به حقیقت پیوست .