https://shohada.org/en/node/253171

شناسه خبر: 253171
2022-3-11 04:44

فعالیت در بسیج

به روایت از عذدرا پور خسروانی : آن زمانی که ما هنوز کوچک بودیم یک سری پدر و مادرمان نبودند و برای کاری به شیراز رفته بودند حسین برادرم شب ها برای کشیک به بسیج می رفت از او خواستم تا مدتی که مادر نیست به بسیج نرود او هم به خاطر این که می خواست ما را قانع کند گفت: شما نترسید اصلا من می آیم کشیکم را توی همین کوچه ی پشتی می دهم. پرسیدم از کجا بفهمیم که تو راست می گویی گفت: من از پنجره به داخل خانه چراغ قوه می اندازم بعد او شب که از داخل کوچه با ماشین رد می شود چراغ قوه به داخل خانه می اندازد ما هم بچه بودیم فکر می کردیم که او تا صبح پشت دیوار ایستاده است. راحت می خوابیدیم بعد که مادرمان آمدند خندیدند و گفت من فقط چراغ قوه می انداختم و رد می شدم که مطمئن باشید که این پشت دیوارم ما هم فکر می کردیم که این تا صبح پشت دیوار وایستاده و این گونه آن ها از کشور دفاع می کردند.