https://shohada.org/en/node/253775
شناسه خبر: 253775
2022-3-11 04:51
عشق به جهاد
به روایت از ابوالفضل نجفی : یک شب قبل اقامه نماز جماعت عبد الحسین پیش من آمد و خیلی مؤدبانه و محترمانه از من خواهش کرد تا از پدرو مادرش اجازه بگیریم تا به جبهه برود . من سعی کردم با تعریف مختصری از جبهه و اتفاقهای که در آنجا می افتد او را از تصمیمی که گرفته بود منصرف کنم . ولی او برایم دلایلی می آورد تا من هم تعجب می کردم و هم توی فکر می رفتم که نوجوانی با این سن و سال چگونه این حرفها را می زند . بالاخره بعد از اصرار زیاد او به خانه ایشان رفتم تا با مادر گرامی ایشان صحبت کنم . اول نمی دانستم چگونه صحبت را شروع کنم تا اینکه مادر ایشان بعداز نگاه پر معنایی که به عبد الحسین انداخت گفت: حسین من تقدیم به امام حسین (ع) و اجازه می دهم که او به جبهه برود . ولی حسین باید این را بداند که هیچ تلاشی برای پیروزی دریغ نکند و باید حسین وار بجنگد.