https://shohada.org/en/node/253835
شناسه خبر: 253835
2022-3-11 04:52
عشق به ائمه اطهار
به روایت از غلامحسین سلامی : یک روز که برای انجام کار از خانه بیرون رفته بودم محمود که بیش از دو سال نداشت به داخل چاه آب خانه می افتد مادرش وچند تا ز خانم های همیسایه درآنجا بودند ولی نمی توانستند به داخل چاه بروند وسریع اورا نجات دهند از کار خدا برادر یکی از همسایه ها از جلوی درب حیاط رد می شد که همسرم ودیگر خانمها او را صدا می زنند به اومی گویند که سریع بیا که محمود درچاه آب افتاده و دارد خفه می شود آن فرد سریع محمود را از چاه آب نجات می دهد واو راسرازیرنگه می دارد به شکمش فشاری می آورد تا آبهای داخل شکمش خارج شود بعد از کمی بهتر شدن او را در رختخواب می خواباند وقتی من به منزل آمدم دیدم محمود در رختخواب خوابیده از همسرم سوال کردم چی شده محمود چرا خوابیده گفت : سرما خورده ومریض است بعد که کاملاً حالش خوب شد بیدار شد و به بالای رختخواب ایستاد و شروع به خواندن عباس جان، حسین جان کرد و گفت : دارم روضه می خوانم رو به مادرش گفت : چه کسی مرا نجات داد مادرش جواب داد اول خدا و ائمه بعد هم علی آقا .