https://shohada.org/en/node/253839

شناسه خبر: 253839
2022-3-11 04:52

ذکر و یاد خدا

به روایت از غلامحسین سلامی : به یاد دارم یک روز به همراه محمود برای سرکشی از لشگر سوار یک موتور سوزوکی 125 شدیم و به راه افتادیم در بین راه موتور خاموش شد و هر چه محمود هندل زد روشن نشد از موتورپایین آمدیم و محمود دفترچه اش را که در آن دعا نوشته بود باز کرد وشروع به خواندن دعا کرد و در بین دعا خواندن گفت : غلامحسین می دانم که الان یک اتفاقی می افتد به محض گفتن این حرف در یک کیلومتری ما خمپاره ی دشمن به زمین خورد و بعد از این اتفاق محمود هندل زد و موتور روشن شد و این خواست خدا بود که در آن لحظه موتور خاموش بشود و ما از آنجا عبور نکنیم.