https://shohada.org/en/node/255002

شناسه خبر: 255002
2022-3-11 05:07

خواب و رویای دیگران در مورد شهید

به روایت از طاهره باقری تشکری : یک دفعه من خواب دیدم که سه تا پرنده آمده اند وتوی حیاط نشسته اند یک پرنده بالش شکسته بود ودیگری پایش شکسته وسومی هم از سینه و سرش خون می آمدو مجروح بود مادرم این پرنده ها را گرفتند پرنده های بزرگ و سفید رنگی بودند و آنها را پانسمان کردند تا بهتر شدند و پرواز کردند و رفتند صبح که ازخواب بیدار شدم متوجه شدم یکی ازبرادرهایم که جبهه بوده و دستش ترکش خورده بود آمده است به مادرم گفتم : این همان پرنده ای است که من در خواب دیدم باش شکسته است بعداز ظهر همان روز برادر دیگرم عباس آمد که هم سرو و هم سینه اش ترکش خورده بود و باندپینچی شده بود بطوری که اگر فقط یک میلیمتر آنطرف تر اصابت میکرد حتماً شهید شده بودند ترکش دیگری به نزدیک قلبشان اصابت کرده بود تمام وسایلی که در جیب داشتند سوراخ شده بود اما به قلبشان نخورده بودبا خودم گفتم : این برادرم همان پرنده بود که سر و سینه اش خونی بود روز بعد هم برادر دیگرم از جبهه آمدند که طوری که هر سه در حیاط نشسته بودند وبا هم شوخی می کردند .