https://shohada.org/en/node/256037
شناسه خبر: 256037
2022-3-11 05:19
خواب و روياي ديگران درمورد شهيد
راوی فاطمه زارعین: یک شب من با خانم ابراهیم خوابیده بودیم . یکدفعه خواب دیدم که در یک پیکان قرمزی سوار هستیم و کنار راننده هم نشسته ایم . دیدم پیکان واژگون شد و به داخل گودال افتاد . سپس از خواب بیدار شدم . شب پنج شنبه بود . بعد از دو سه روز ابراهیم از مأموریت آمد . دیدم چشمش را از سمت راست بسته . خندیدم . گفت : چی شده به من می خندی ؟ گفتم : خنده هم دارد ، باید بخندم . گفتم : مامان چرا اینطوری شدی ؟گفت : طوری نشدم . سرم خورده به سر دوستانم . گفتم : نه ، شب پنجشنبه با این وضعیت در ته دره ، با پیکان قرمز سقوط کردی . گفت : بله . تمام مشخصاتی که دادی درست است .