https://shohada.org/en/node/256053
شناسه خبر: 256053
2022-3-11 05:19
مبارزه با ضد انقلاب و منافقين
راوی محمد یزدی: قرار بود در جاده مهاباد به سردشت عملیاتی صورت بگیرد. ابراهیم امیرعباسی مسئولیت توجیه فرمانده گردان ها را بر عهده داشت. آن زمان تیپ ویژه شهدا دو گردان با سازمان کامل و سنگین از هر لحاظ به نام امام حسین(ع) و حضرت رسول(ص) در اختیار داشت. به منطقه خلیفان وآخرین پایگاهی که ارتش استقرار داشت منتقل شدیم. ابراهیم کاملا ما را توجیه کرد، که شب از کجا باید پیاده بروید، کدام نقطه نقطه را خطرناک بدانید، مواظب کدام نقطه باشید، همه نکات را متذکر شد تا مبادا نیروها در شب غافل گیر شوند. قرار بر این شد در منطقه کان اسپیت و قالو از دو محور وارد عمل شویم و ضربه سنگینی بر ضد انقلاب که آنجا مستقر بود وارد سازیم. ما از محور قویتال و کان اسپیت وارد عمل شدیم. اما در ابتدای امر در گردنه گندار با کمین دشمن رو به رو شدیم. ساعت تقریبا 5 بعد از ظهر بود و هوا هنوز روشن بود که ستون خودروها در همین گردنه کمین خوردند. یک ساعتی زمان برد تا نیروها با هدایت کاوه و حضور ابراهیم جمع شدند. طی صحبتی که انجام گرفت قرار شد کار را ادامه دهیم. ابراهیم به حرکت ایذایی ضد انقلاب که فقط قصد گرفتن زمان از دست ما و نیز زمین گیر کردن ما را داشتند، اصلا اعتنایی نکرد و چون به عنوان نیروی اطلاعات انجام وظیفه می کرد، گفت: به حرکت خود ادامه می دهیم. شب در خلیفان، ابراهیم از ما جدا شد و به سوی گردان امام حسین(ع) حرکت کرد. در جهت رسیدن به هدف، می بایست از رودخانه قویتال عبور می کردیم. موانعی که در سر راه وجود داشت، حرکت ما را کند کرده بود و به همین دلیل از لحاظ زمانی عقب افتاده بودیم و همچنین با درگیری که با ضد انقلاب پیدا کردیم، عملا زمان زیادی را از ست دادیم و به اهداف نهایی که مد نظر داشتیم نرسیده بودیم. از این رو بین ما و ابراهیم، که از محور سمت چپ وارد عمل شده بودند، فاصله ای به وجود آمده بود و همین فاصله بین دو محور این احتمال را داشت که با روشن شدن هوا ضربه سنگینی را از سوی ضد انقلاب متحمل شویم و ما نگران این موضوع بودیم و از طرفی هم مطمعن بودیم مسیری را که ابراهیم می آید مسیر بسیار طولانی است و غیر ممکن است با وجود موانع سر راه به زودی خودش را به ما برساند و کار را تمام کند. ساعت 4 صبح هنگام نماز بود که من صدای ابراهیم را از طریق بیسیم شنیدم، خیالم از هر جهت آسوده شد. نمی دانم ابراهیم چگونه آن فاصله را طی کرده بود و آن خلاء را پر نموده بود ولی به هر حال در هر حاشیه رودخانه نیروها با یکدیگر دست دادند و اطمینان خاطری را ابراهیم برای ما به وجود آورد. همیشه گره هایی که در عمل به وجود می آمد ابراهیم در آخرین لحظه آن را باز می کرد در آن عملیات نیز هنگامی متوجه شده بود ما نمی توانیم آن فاصله را پر نماییم، سریع آن جا را پر از ایرو کرده بود و همین باعث شد ضد انقلاب غافلگیر شود و کلی امکانات خود را در کان اسپیت رها کند و متواری شود.