https://shohada.org/en/node/256069
شناسه خبر: 256069
2022-3-11 05:19
خاطرات جنگي
راوی ابوالفضل کیومرثی: ابراهیم می گفت: به اتفاق یک نفر از دوستان به سمت عراقی ها حرکت کردیم تا به توپخانه گرا بدهیم. یکدفعه احساس کردیم هرچه دارند گرا می دهند دقیقا به جایش می خورد. می گفت: ما تعجب کردیم. نگاه کردیم، دیدیم ما بین عراقی ها قرار گرفته ایم. دیگر گرا ندادیم و چون هوا داشت روشن می شد خواستیم خودمان را جایی مخفی کنیم. به اطرافمان نگاه کردیم، دیدیم یک گودالی در وسط عراقی هاست. به داخل گودال رفتیم که شناسایی نشویم. در آن بیابان مشاهده کردیم که بوته خاری توسط باد به سمت ما در حال حرکت است، وقتی بوته به ما رسید آن را گرفتم و بالای همان گودال قرار دادیم. ساعت ها از اختفای ما گذشت و عراقی ها متوجه نشده بودند. تا اینکه توانستیم از آن منطقه بیرون آمده و به دلیل خطری که وجود داشت آنجا را ترک کردیم و رفتیم به نقطه دیگری و شروع به گرا دادن کردیم، که توپخانه دقیق هدف را می زد.