https://shohada.org/en/node/256087
شناسه خبر: 256087
2022-3-11 05:19
پرهيز از گناه
راوی سعید برادران: بیشتر روزها به اتفاق "ابراهیم امیرعباسی" برای خریدن مواد منفجره به بازار می رفتیم. یک روز در بین راه که باب صحبت باز شد، گفتم: ابراهیم ما اینجا مقداری مشکل داریم، درباره حفاظت و نگهبانی با پاسبخش و بعضی مسئولین مشکل داریم. با آقای بابایی هم .... همین که نام بابایی را به زبان آوردم، ابراهیم حرفم را قطع کرد وگفت: اگر بناست من با تو بیرون بیایم نباید از کسی غیبت کنی. گفتم لابد اشکالی در کار است که می خواهم به تو بگویم تا بعد برویم با آقای بابایی صحبت کنیم و بگوییم فلان جا که یک نفر را نگهبان گذاشته کم است دو نفر را باید بگذارند. گفت: نه حق نداری غیبت کنی اگر مشکلی هست بیا تا به اتفاق پیش بابایی برویم و جلو او مشکل را مطرح کن و آنجا این مسئله را حل کنیم. این روحیه ابراهیم باعث شده بود هر وقت با او بیرون می آیم، حواسم جمع باشد تا درباره کسی با او صحبت نکنم.