https://shohada.org/en/node/256428
شناسه خبر: 256428
2022-3-11 05:24
فعاليتهاي فرهنگي
راوی ما شا الله زمانیان: زمانی که آقا مصطفی در مدرسه راهنمایی تحصیل می کرد ، خانه مان را فروختیم و یک میلان عقب تر که کوچه اش خاکی وخانه اش کوچکتر بود خانه خریدیم من از این مسئله که خانه مان کوچکتر شده بود مقداری ناراحت بودم . آقا مصطفی گفت : مادر جان غصه نخور . از این که به این کوچه آمدیم و توانستیم این مسجد را از غریبی نجات دهیم خوشحال باش . قبل از اینکه ما به آن میلان برویم مسجد رونقی نداشت ولی وقتی به آن کوچه رفتیم ایشان بچه ها را به شرکت در نماز جماعت دعوت می کرد . طولی نکشید که مسجد رونقی خاص یافت .