https://shohada.org/en/node/256442

شناسه خبر: 256442
2022-3-11 05:24

خواب و روياي ديگران درمورد شهيد

راوی فاطمه ازقدان: ماه رمضان بود . مصطفی (فرزند شهید ) را حامله بودم . در جلسه قرآنی که در منزل مادر ایشان برگزار شده بود شرکت میکردم . بعد از چند روز که از ماه رمضان گذشت دختر خانم سیزده چهارده ساله ای آمد و به من گفت : چند شب قبل خواب دیدم در منزل شما هستم . آقا مصطفی را دیدم که وارد خانه شد و به طرف اتاق خودشان رفتند . انگشتری که نگین سبز و خیلی زیبا بود و اطراف آن هم نگین سفید داشت را بدست شما (همسر شهید ) دادند . و گفتند این انگشتر را به دستت کن و لباسهایت را بپوش میخواهیم به میهمانی برویم . شما گفتید : من لباس مناسبی ندارم . آقا مصطفی ناراحت شد و درب کمد را باز کرد و گفت : همین لباس سبزی که برایت خریده ام را بپوش . در همین لحظه از خواب بیدار شدم .