https://shohada.org/en/node/256513

شناسه خبر: 256513
2022-3-11 05:24

خاطره شماره 22 - شهید محمدجمعه اکرامی

محمد قبل از شهادتش به ما وعده داده بود که ما را به زیارت خواهد برد . یک شب بعد از شهادت ایشان خواب دیدم من و برادرم در حالی که ساک وکوله بار سفر بسته بودیم درجایی نشسته و در حال استراحتیم . برادر کوچکترم گفت: من ساک را می آورم ، برادر بزرگترم گفت : نه ، من ساک را می آورم . در همین حال یک نفر به من گفت : روبه اینطرف بنشین ، چرا شما پشت به حرم حضرت معصومه نشسته اید . تا صورتم را برگرداندم دیدم داخل یک صحن بزرگی نشسته ام که گنبد و گلدسته دارد .گفت: این حرم حضرت معصومه است آنجا نشستم ودر همان حال خواب خیلی گریه کردم . مدتی که از این موضوع گذشت، چند روز بعد پسر برادر بزرگم به ما گفت : محمد تصمیم داشته که شما را به قم برای زیارت ببرد اما ایشان شهید شده اند ونتوانستند این کار را بکنند به جای ایشان من شما را به قم می برم واینگونه خوابم تعبیر شد باخود گفتم : شهید به وعده ی خویش عمل کرده است .