https://shohada.org/en/node/257058

شناسه خبر: 257058
2022-3-11 06:18

ایثار و فداکاری

به روایت از عزیزالله اشرفی پور : حدود یک ماهی که فرزندم احمد را که در مدرسه علمیه عباسقلی خان درس می خواند ندیده بودم. برای دیدنش به مشهد رفتم. هنگام غروب به درب حجره او رسیدم. دیدم احمد درب حجره ایستاده و ناراحت است. پرسیدم چرا ناراحتی؟ گفت: به علت بیماری سرماخوردگی مدت 3 روز است که گرسنه ام و چیزی نخورده ام. سئوال کردم چرا سرماخورده ای؟ گفت: چون مقداری نفت داشتم و آنها را به دوستانم که نداشتند دادم.