https://shohada.org/en/node/257698

شناسه خبر: 257698
2022-3-11 06:26

خواب و روياي ديگران درمورد شهيد

راوی ابراهیم اردلان: حدود یک سال از مفقود شدن علی اصغر می گذشت که یک شب او را در خواب دیدم که از درب خانه وارد شد و من سراسیمه مادرم را صدا زدم و گفت: مادر بیا علی اصغر آمده گفت کجاست؟ گفتم این جا داخل خانه است و بعد بلند شدم و صورتش را بوسیدم و گفتم داداش جان شما کجا بودید و چرا ما را بی خبر گذاشتید؟ حداقل نامه ای می نوشتید برادرم گفت: من جایم بسیار خوب است از او پرسیدم پس چرا نمی آیی؟ پدر و مادر خیلی نگرانت هستند لااقل می آمدی و از آنها سری می زدی گفت: الان هم آمده ام از آنها و شما دیدن کنم و بروم. گفتم شما جایت کجاست؟ بگو تا ما به دیدنت بیاییم. گفت: جای من بسیار خوب است و شما نمی توانید آن جا بیایید و شما باید پدر و مادر را نگهداری کنید و در ادامه گفت من پیش آقایم امام حسین علیه السلام هستم.