https://shohada.org/en/node/258536

شناسه خبر: 258536
2022-3-11 06:36

روحيه بسيجي

راوی محمود پهلوان مقدم: یک روز داخل سنگر در حال استراحت بودیم که یکی از رزمندگان آمد و گفت یکی از دستگاه های بولدوزر پشت خاکریز دشمن گیر کرده که کمک لازم داریم. طاهر داوطلبانه بلند شد و مرا صدا کرد و گفت بیا تا باهم برویم اما این رزمنده به او گفت شما نمی خواهد بروید اجازه بدهید تا دیگران بروند چون شما را برای دیگر کارهای مهندسی نیاز داریم اما طاهر در جوابش گفت مگر خون من از خون دیگران رنگین تر است. هر طور شد من به همراه طاهر رفتیم و بولدوزر را از پشت خاکریز به عقب آوردیم.