https://shohada.org/en/node/259078
شناسه خبر: 259078
2022-3-11 06:43
زيرکي و هوشمندي
راوی عبد الکریم نیشابوری: در یکی از ماموریتهای گشت شهری ، یک تیم منافقین که زبردست وورزیده بود مورد شناسائی آقای آزادی واقع می شود و ایشان با یک نگاه به خودروی حامل منافقین متوجه می شو دکه عناصر مشکوکی داخل ما شین مورد نظر می باشند . بلافاصله به عنوان سر تیم بچه های گشت به سر نشینان ماشین مورد تعقیب دستور می دهد که وسیله نقلیه را نگه دارند . آنهابلافاصله به سرعت خودرو افزوده و میلانهای مختلف را طی می کنند و ماشین ایشان نیز آنها را دنبال می کند تا اینکه ماشین منافقین در خم کوچه ای نگه می دارد و افراد از خودرو شان پیاده و با اسلحه های اتو ماتیک کمین و سنگر می گیرند و به محض اینکه ما شین آقای آزادی به سمت کوچه می پیچند منافقین به روی ماشین آنها رگبار می بندند . آقای آزادی سریع از سمت درب راننده خود را به روی زمین پرت می کند و به صورت خمیده در جوی کنار کوچه موضع می گیرد و با کلت به سمت آنها تیر اندازی می کند . که در همین اثنا یکی از منافقین نارنجکی را به طرف آقای آزادی پرتاب می کند که ایشان باورزیدگی سریع تغییر موضع می دهد و خودش را نجات می دهد در این درگیری عابری شهید می شود و بلافاصله یکی از منافقین توسط آقای آزادی به درک واصل می شود . و نفر دیگر با تیراندازی به چراغهای تیرهای برق باعث تاریکی محل شده و از فرصت استفاده و فرار می کند . بعد از این جریان یک روز من ایشان رادیدم . او گفت : برادر کریم من توسط منافقین شناسایی شدم و اینها خیلی راحت ومفت خون من را خواهند ریخت . ومن حیفم می آید که اینجا بصورت نامردانه در پشت جبهه از بین بروم من این توان و قدرت را در خودم می بینم که به جبهه بروم تا لااقل اگر از دنیا رفتم با تعدادی از دشمنان خدا بصورت رو در رو مبارزه کنم و آنها را هلاک و نابود سازم بعد به شهادت برسم .