https://shohada.org/en/node/259099
شناسه خبر: 259099
2022-3-11 06:43
عشق به جهاد
راوی علی رضا امین زادگان: بعد از مدتها که با آقای آزادی درمنطقه بودم در سپاه مشهد شروع به کار کردیم یک شب من نگهبان بودم وقتی پست نگهبانی ام تمام شد به داخل اتاق آمدم دیدم ایشان درحال خواندن نماز است من هم در موقعیت ایشان مشغول نماز شدم یکباره دیدم ایشان بلند نماز می خواند و احساس کردم به طرزی خاص ناراحت است بعد از تمام شدن نماز گفتم : حسن چیه؟ گفت : ای بابا اینجا نماز به درد نمی خورد گفتم: برای چه ؟ گفت : در خط که بودیم الله اکبر و نماز را شروع می کنم اشک در چشمانم جمع و جاری می شود اما اینجا هر چه به خودم فشار می آورم به زحمت یک قطره اشک هم از چشمانم بیرون نمی آید اینجا ماندن فایده ندارد روز بعد او را درحال اعزام به منطقه دیدم