https://shohada.org/en/node/259314

شناسه خبر: 259314
2022-3-11 06:45

لحظه و نحوه شهادت؛

حسن علیپور: در عملیات خیبر من به عنوان امدادگر در گردان آقای آخوندی انجام وظیفه می کردم . ما را با هلی کوپتر به سمت دجله و فرات بردند و از آنجا اعلام عملیات کردند . من با یکی دیگر از امدادگران به روستای القرنه رفتیم . در این عملیات عراق آتش بسیار زیادی می فرستاد و به همین دلیل آمار شهدا و مجروحین بالا بود . نزدیک غروب شد ، خلاصه شب را گذراندیم بدون اینکه لحظه ای بخوابیم چون هرلحظه مجروح می آوردند . صبح نشد عراق بار دیگر شروع به آتش شدیدی کرد آقای آخوندی پشت پدافند نشسته بودند و هواپیماهای عراقی را هدف می گرفتند . من در حال پانسمان مجروحین بودم که دیدم آقای آخوندی پشت پدافند دیده نمی شوند . به طرف پدافند رفتم دیدم ایشان مجروح شده است و صدا می زند کمک ، کمک بالای سرش رفتم ، دیدم پای راست آقای آخوندی قطع شده است و خون زیادی در حال ریختن از محل زخم عمیق پا میباشد . با وسایلی که داشتم خونریزی را تا حدودی کم کردم . قرار شد ایشان را به عقب ببریم ، وقتی می خواستیم ایشان را داخل برانکارد بگذاریم . مدارکی را از جیبش بیرون آورد و گفت : آقای علیپور اینها مدارک نظامی است اگر به عقب برگشتید اینها را با خودت ببر و اگر محاصره شدید آنها را یکطوری از بین ببر تا بدست نیروهای عراقی نیفتد . به یکباره متوجه شدم که از چهار طرف در محاصره هستیم من آقای آخوندی را روی زمین گذاشتم آقای آخوندی گفت آقای علیپور اگر قیچی دارید ریش من را کوتاه کنید و آرم سپاه راهم از روی لباسم من پاره کن که اگر به اسارت در امدم مشکلی نباشد0بعدازان که این کارها را انجام دادم0 دیگر اقای اخوندی را تنها گذاشتم0 وبرای فرار کردن از محا صره شروع به فعالیت کردم0 همانجا بود که ما به اسارت نیروهای بعثی درامدیم0بعداکه از اسارت ازاد شدم فهمیدم ایشان در همانجا به شهادت رسیده اند0