https://shohada.org/en/node/259335
شناسه خبر: 259335
2022-3-11 06:45
عشق به جهاد
راوی رضا آهنی فرد: آقای آخوندی از بیرجند برای مأموریت به تهران رفته بودند. وقتی برگشتند، به منزل ما آمده بودند. ایشان گفت من زود باید بروم چون در منطقه به وجود من نیاز است. آنقدر خسته بودند که در حال صحبت خوابشان برد. صبح ایشان رفتند. من بعدا برای دیدن ایشان به منطقه رفتم گردان ایشان به جنوب رفته بود که من هم به جنوب رفتم. دو یا سه تا آخوندی پیدا کردیم ولی با هر کدامشان ملاقات کردیم جواد نبود. تا اینکه پیدایشان کردیم من تا آن روز از مقام و جایگاه ایشان اطلاعی نداشتم. در آنجا متوجه شدم که آقای آخوندی فرمانده گردان است. به او گفتم: چرا نگفتی فرمانده گردان هستی تا زودتر پیدایت کنم. گفت: این فرماندهیها چیزی نیست انجام وظیفه است.