https://shohada.org/en/node/259372

شناسه خبر: 259372
2022-3-11 06:45

تواضع و فروتني

راوی سیدرضا اسلامی: آقای آخوندی برای توصیه نهایی والفجر مقدماتی جلسه ای داشتند . بعد از اتمام جلسه از چادر فرماندهی بیرون آمدند . ایشان به دیدن ما آمد. من لیوان چایی دستم بود . به ایشان تعارف کردم و او قبول کرد . از قوطی های کنسرو بعد از اینکه خوب می شستیم به عنوان لیوان استفاده می کردیم . من لیوان چای را به دست آقای آخوندی دادم و گفتم : جواد آقا چه خبر؟ایشان گفت : آقارضا دست روی دل پراز دردمن مگذار . گفتم : چه شده است ؟ گفت آقای رحیمی را به گردان ما معرفی کرده اند و این مسئله تحملش خیلی برای من مشکل است . نمی دانم چگونه تحمل کنم ؟ ای کاش قبلا شهید شده بودم و شاهد چنین منظره ای نبودم . آنچه که مسلم است و شما هم واقفید شهید رحیمی از مردان بزرگ و از کسانی بود که واقعا فرمانده سپاه بود و همه نسبت به ایشان دین داشتند و از احترام و محبوبیت خاصی برخوردار بودو ایشان به خاطراینکه فرماندهی گردان به عهده شان بودآقای رحیمی می خواست به عنوان یک نیروی عادی به گردان معرفی شود ناراحت بود گفتم : جواد آقا آقای رحیمی را در پستهای بالاتری به کارگیرید. جواد آقا گفت : هر چه اصرار کردم ایشان گفتند که نه من فقط دوست دارم به عنوان یک نیروی عادی در کنار شما باشم. و حتما به عنوان یک تک تیراندازدرکنارشما باشم . حالا اگر جایی احساس کردم و یا دیدم که لازم است دریغ نمی کنم و کمکتان خواهم کرد .