https://shohada.org/en/node/260156

شناسه خبر: 260156
2022-3-11 06:55

خواب و رویای دیگران درمورد شهید

یک شب محمود را در خواب دیدم . او به خانه آمد و به من گفت : بلند شو باید به قبرستان برویم . گفتم : برای چه کاری برویم ؟ محمود گفت : " امشب شب احیاست ، بلند شو برویم . من در این کارها فعالیت می کنم . " به قبرستان رفتیم . جمعیت زیادی آنجا بودند . محمود گفت: پدرجان شما علم را بردار و کاری نداشته باش . تا بهشت عسگری رفتیم . به قطعه شهدا رسیدیم و سینه زدیم . در قطعه شهدا محمود قبری را نشان داد وگفت :" اینجا قبر من است ولی من در اینجا نیستم . من در جلوی حضرت ابوالفضل (ع) هستم . برای من گریه نکنید . جای من خیلی خوب است . " از خواب بیدار شدم و در حالیکه اشک از چشمانم جاری بود . شکر خدا را به جا آوردم .