https://shohada.org/en/node/260157

شناسه خبر: 260157
2022-3-11 06:55

خواب و رویای دیگران درمورد شهید

تقریباً دوماه از به خاک سپردن محمود گذشته بود که آقای موسوی در مکه به شهادت رسیده بود . او را در کنار قبر محمود به خاک سپردند . و سنگ قبر بزرگی برای او درست کرده بودند . به طوری که هر موقع فردی از آنجا عبور می کرد . پاهایش به سنگ بند می شد . از این موضوع ناراحت بودم . به پسر مرحوم آقای موسوی گفتم که سنگ قبر پدرت راکمی کوچک کن. " بعد از این جریان یک شب محمود را در خواب دیدم . در حال دفن کردن او بودند از کنار قبر او جوی آبی در جریان بود . چند نفر از برادران سپاه او را دفن کردند . گفتم : بدن محمود در کنار جوی آب رطوبت می گیرد . گفتند : نه بدن او طوری نمی شود . محمود گفت :" بگذارید جوی اب در کنار قبر من باشد . هیچ رطوبتی به من نمی رسد . " بعد از اینکه فرد دیگری را آوردند تا او را دفن کنند . او را زیر تابلوی شهید منصوری قرار دادند . گفتم :" محمود : ببین " او گفت : برو برادر . من از توخوشم نمی آید " گفتم : برای چه ؟ گفت : " شما خیلی در کار من دخالت می کنید بگذار او را در همانجا به خاک بسپارند . "