https://shohada.org/en/node/261490

شناسه خبر: 261490
2022-3-11 07:13

فعاليت در بسيج

راوی جواد واحدیان: یادم هست بسیجیان ناحیه 6 را که شامل منطقة مهرآباد و شهرک شهید رجایی بود به آموزش برده بودیم و در طول مدت آموزش، گشت شبانه یعنی طریقة ایست و بازرسی خودرو و پیاده کردن سرنشین ها و ... را به آنها آموزش داده بودیم. بعد از پایان آموزش برادر عباس ولی نژاد به من گفت: فلانی، امشب بیا به پایگاه ناحیه 6 برویم و چک کنیم و ببینیم آموزش را خوب یاد گرفته اند یا نه. من گفتم: برویم. به اتفاق دو نفر دیگر از بچه ها و برادر عباس ولی نژاد به منطقه 6 رفتیم. در ابتدای حوزة استحفاظی مهرآباد سنگری بود که بسیجی ها ساخته و نگهبانی می دادند، آنها به محض مشاهدة خودرو ما، ایست دادند و گفتند: چراغ ها خاموش و سرنشین ها، همگی از یک طرف پیاده شوند. به دلیل عدم شناخت خودروی ما، این بسیجی ها به سادگی از ما نگذشتند و دقیقاً همان مواردی را که آموزش دیده بودند، رعایت می کردند. در مرحلة اول بسیجی ها ما را نشناختند که از منطقه جهت سرکشی آمده ایم و طوری با قضیه برخورد کردند که ترسیدیم درگیری پیش بیاید تا جایی که من صدا زدم فلانی، ما بچه های منطقه هستیم و این هم عباس ولی نژاد است. اما آنها باور نکردند و گفتند: تا هویت شما برای ما مشخص نشود، باید به همین حالت باقی بمانید. حدود 30 دقیقه ما را به حالت درازکش روی زمین نگهداشتند تا فرمانده پایگاه آمد و ما را شناخت. فرمانده پایگاه به برادر عباس ولی نژاد گفت: جناب ولی نژاد، این آموزش هایی است که خودتان داده اید و تأکید داشتید که رعایت شود، حالا خودتان گیر افتاده اید. این خاطره نمونه ای بود که ایشان چقدر پیگیر قضایا بود.