https://shohada.org/en/node/261534

شناسه خبر: 261534
2022-3-11 07:13

مبارزه با ضد انقلاب و منافقين

راوی حوری ولی نژاد: به یاد دارم زمانی که برادرم عباس فرماندهی ستاد سپاه در فلکة ضد را به عهده داشت. یک شب حدود ساعت 30 / 10 به منزل آمد و در حالتی که اسلحة کلتی را به مادرم می داد گفت: از بعدازظهر در ستاد با منافقین درگیری پیش آمده، این اسلحه را داشته باش، یک وقتی دیدی منافقین به خانه ریختند، با این از خودتان محافظت نمائید و آنها را بزنید.مادرم به او گفت: باشد.برادرم به ستاد برگشت و من و مادرم در حالی که اسلحه را در دست داشت تا صبح در اتاق منزلمان بیدار بودیم و روبروی هم نشستیم و فقط به هم نگاه می کردیم و به فکر این بودیم که بالأخره چه می شود؟ آیا عباس شهید می شود؟ آیا منافقین را می گیرند؟ بالأخره بعد از اذان صبح بود که برادرم عباس به خانه برگشت. او خوشحال بود و می گفت: تمام منافقین را دستگیر کردیم در حالی که سه نفر از آنها زن بودند که یکی از آنها تیر خورده بود و در حالی که خون از چادرش می ریخته می خواسته به مغازه ای وارد شود که آن مغازه دار راهش نمی دهد و آن زن می رود و بعد مغازه دار مسیری را که آن زن رفته نشان می دهد، همچنین منافقین به هر منزلی می خواستند وارد شوند و از این طریق فرار کنند، اکثر مردم آنها راه نداده اند و این موضوع باعث شد که ما بتوانیم آنها را دستگیر نمائیم.بعد هم که آمد و به ما گفت: ستاد فلکة ضد منحل شد و فعالیت در مساجد پراکنده شده از این به بعد ما در مساجد هستیم.