https://shohada.org/en/node/264554
شناسه خبر: 264554
2022-3-11 07:55
عشق به جهاد
راوی محبوبه مهرابی: یکبار موقعی که حمزه می خواست به جبهه برود، مادر بزرگم مانع از رفتن او شد و شروع به گریه و زاری کرد، حمزه برای اینکه با خیال راحت به جبهه برود به مادر بزرگم گفت:" منزل یکی از اقوام می خواهند آش نذری درست کنند بهتر است شما هم به آنجا بروی و به آنها کمک کنی، من هم فردا یا پس فردا به دنبال شما می آیم." بعد ایشان را به همین بهانه به خانه یکی از اقوام برد و خوشحال به خانه برگشت ساکش را بست و با ما خداحافظی کرد و به جبهه رفت و گفت:" فردا یا پس فردا حتماً بروید و مادر بزرگ را به خانه بیاورید."