https://shohada.org/en/node/265081
شناسه خبر: 265081
2022-3-11 08:02
علاقه مندي به خدمتگذاران نظام و روحانيت
راوی ام لیلا علی اکبریان: به خاطر دارم پسرم سید محمد موسوی علاقه ی خاصی به خدمت گذاران جمهوری اسلامی داشتند بویژه به شهید بهشتی خیلی علاقه داشتند یادم هست وقتی ساختمان حزب را بمب گذاری کرده بودند محمد دو دستی بر سرش می زد و گریه می کرد و می گفت: باید برویم و قاتل بهشتی را بکشم تا اینکه جنگ تحمیلی بین ایران و عراق شروع شد و ایشان لباس رزم پوشیدند تا برای اعزام به جبهه ها حرکت کند که من ناراحت شدم و گفتم: نرو که ایشان رو به من کرد و گفت: مادر تو خجالت نمی کشی که می گویی نرو؟ فردا پیش حضرت زهرا سلام الله علیها چگونه سرت را بلند می کنی؟ برای همین به پدرش گفتم: چرا جلویش را نمی گیری نمی بینی می خواهد برود جبهه برو نگذار که پدرش گفت: مگر زبانم می چرخد که بگویم نرو ناموس اسلام در خطر است و او عاشقانه می رود و کسی که عشق بر جبهه و جهاد دارد نمی شود نگه داشت شهید شدن در این راه افتخار است، برای همین بگذار راهش که جهاد در راه خداست برود و به عشقش برسد. وقتی دیدم که پدرش هم رازی به رفتنش شده دیگر مانع نشدم و اجازه دادم که به جبهه برود که ایشان دست مرا بوسید و خداحافظی کرد و رفت.