https://shohada.org/en/node/266775
شناسه خبر: 266775
2022-3-11 08:27
خاطره شماره 12 - شهید ایوب مرتضوی
راوی زهرا چاهی: بین شهرستان اهواز و خرمشهر سه راهی است بنام ایستگاه حسینه که همه رزمندگان با این منطقه آشنایی دارند در اوایل سال 1360 گردان ما در این محل مستقر بود، من با شهید حسین فیروزی مقدم و تعدادی از نیروهای رزمنده در یک سنگر و شهید ایوب مرتضوی و تعداد دیگر در یک سنگر اجتماعی دیگر بودند، هر چند گاهی برای احوال پرسی بعد از کارهای نظامی به سنگر همدیگر می رفتیم در یکی از این روزها با شهید فیروزی مقدم آهسته آهسته به طرف سنگر شهید ایوب مرتضوی می رفتیم از چند سنگر که عبور کردیم به تانکر آبی رسیدیم مقدار آب به سر و صورت ریختیم و آهسته نزدیک سنگر شدیم دیدیم که این شهید بزرگوار در حالی که قرآن می خوند گریه می کرد. کمی مکث کردیم ولی با صدای یا الله متوجه ما شد و شورع به پذیرایی و خوش آمد گویی از ما کرد به طوری که می خواست کسی متوجه راز و نیاز او با خدا نشود .