https://shohada.org/en/node/267448

شناسه خبر: 267448
2022-3-11 08:37

خواب و روياي شهيد

راوی فاطمه محمدی آبیز : شب هفتم احمد چند نامه از او به دستمان رسید. در یکی از آنها نوشته بود: خواب دیدم که با پدر بزرگم داخل باغچه را آبیاری می‌کنم که ناگهان دو سید نورانی به طرف من آمدند و گفتند: پسرم یکی از این دو سنگ را که مثل سنگ آسیا است بردار، گفتم: نمی‌توانم، آنها گفتند: چرا می‌توانی. دستم را به طرف سنگ بردم و دیدم که دارد از زمین بلند می‌شود. خوشحال شدم و گفتم: منظور چیست؟ گفتند: چون به لقاءالله پیوستی، خوشحال شدیم.