https://shohada.org/en/node/271117

شناسه خبر: 271117
2022-3-11 09:27

اولین اعزام

یکبارکه احمدمجروح شده بود،برای مداوای بیشتربه مشهدآمده بود.به فرودگاه رفتم.وقتی ازهواپیما پیاده شد،یک پلاستیک پر از دارو دستش بود.رنگش زرد وخیلی ضعیف شده بود.گفت:مادر پانزده کیلو وزن کم کرده ام گفتم:باید بستری شوی.با اسرارمن چندروزی در بیمارستان بستری شد ودوران نقاهتش را گذراند.بعدازآن به خانه بردیمش تا کمی استراحت کند و تقویت شود.دلش اصلا آرام وقرار نداشت فقط به فکرجبهه وهمرزمانش بود.به آبادان زنگ زدتا احوال دوستانش رابپرسد واز اوضاع منطقه نیز باخبرشود.بچه ها گفته بودند. احمد بیا که می خواهیم حمله کنیم.احمددیگر روی پای خودش نبود،باهمان مریضی که داشت پلاستیک داروهایش رابرداشت وعازم منطقه شدودر همان حمله نیز به فیض عظیم شهادت رسید