https://shohada.org/en/node/271125
شناسه خبر: 271125
2022-3-11 09:27
جهاد با نفس
به روایت از مینا قندهاری : خاطره ای که از جنگ خرمشهر دارم من با تعدادی از برادران پاسدار بودیم که متاسفانه تعدادی از آنها الان در جمع ما نیستند . دشمن آن منطقه را حسابی با خمسه کوبید به طوریکه تمام نیروهای آنجا منجمله گروه ما ناچار به عقب نشینی شد . زمانیکه ما عقب نشینی کردیم درست در میان دشمن دیدیم یک نفر دارد می آید . نوجوان 15 ساله ای بودند . زمانی که نزد ما آمد دیدم یک نفر حدود شش است . سرباز بود که پایش را از دست داده بود و از پایش خون جاری بود . این نوجوان در حدود 500 متر سرباز را با خودش آورده بود و آن را از مرگ حتمی نجات داده بود . زمانیکه به ما رسید سرباز را تحویل داد و ما آن سرباز را با ماشنی به عقب فرستادیم . دوباره آن پسر 15 ساله به قلب دشمن برگشت خواستیم از رفتن او ممانعت کنیم و نتوانستیم وقتی از ایشان علت برگشتش را سئوال کردیم گفت اسلحه ی سرباز جا مانده برگشت و اسلحه ی آن سرباز را آورد و ما برای تشویق او اسلحه را نگرفتیم و به خودش دادیم .