https://shohada.org/en/node/272585
شناسه خبر: 272585
2022-3-11 09:46
امدادهای غیبی
به روایت از محمدحسن جوان : شب عملیات یا زهرا بود تا لحظه عملیات فرا رسید همه سر و وضع خود را مرتب می کردند عده ای به حال مناجات و دعا بودند و عده ای هم تازه شوخی شان گل کرده بود در همین حین یکی از بچه ها مشغول بازرسی نارنجکها و بستن آنها به خود بود که بر اثر بی احتیاطی ضامن نارنجک از منفذ آن خارج شد و نارنجک به زمین افتاد در یک لحظه انگار زمان از حرکت ایستاد انفجار نارنجک نه تنها باعث شهادت او و همرزمانش و جراحت عده ای می شد بلکه به سادگی دشمن را نسبت به عملیات و تعیین موضع آنان هوشیار می کرد و بعد کافی بود که از آن طرف خاکریز (فاصله ای کمتر از چهارصد متر) سپاه اسلام را زیر آتش شدید سلاحهای سبک و سنگین خود بگیرند برادر رزمنده که به شدت دستپاچه شده بود با سرو صدا فریاد زد بچه ها زود بخوابید نارنجک الان منفجر می شود بچه ها به هر صورتی که بود از نقطه فاصله گرفتند و روی زمین خوابیدند اما خبری از انفجار نشد لحظات به سختی می گذشت و بچه ها هر لحظه منتظر شنیدن صدای مهیب انفجار بودند برادر رزمنده ای که دید نارنجک منفجر نشد سریع رفت و نارنجک را برداشت و به نقطه ای دورتر از بچه ها پرتاب کرد اما باز هم منفجر نشد و حرکت و عملیات با این امداد غیبی از دید دشمنان پنهان ماند و این عدم انفجار فقط صدای یا ابوالفضل گفتن بچه ها بود که جان عده بسیار زیادی را از مرگ حتمی نجات داد.