https://shohada.org/en/node/273809
شناسه خبر: 273809
2022-3-11 10:05
خواب و روياي ديگران درمورد شهيد
راوی اسدالله غفوری: مدتی بعد از شهادت فرزندم محمد غفوری یک شب در خواب دیدم که ایشان با یک لباسهای زیبا و چهرهای نورانی به نزد من آمد و گفت: بلند شو تا با هم به مشهد برویم امام رضا (ع) ما را طلبیده است بلند شدم و به یک چشم به هم زدن در صحن مبارک امام رضا (ع) بودیم به زیارت رفتیم و خیلی باادب زیارت کردیم دو شب را در آنجا ماندیم سپس به زیارتگاهی در گرماب رفتیم و دو شب نیز در آنجا بودیم و زیارت کردیم سپس به خانه برگشتیم ایشان نزدیک در ایستاد و داخل خانه نشد هر چه اصرار کردم بیا خانه قبول نکرد و گفت اجازه ندارم چون شما میهمان دارید. سپس به من گفت: اینقدر خواهرم را اذیت نکنید چون وقتی او ناراحت است من هم ناراحتم بعد خداحافظی کرد و من در همان لحظه از خواب پریدم و در آنجا فهمیدم که او شهید شده بود و من این موضوع از یادم رفته بود.