https://shohada.org/en/node/276531

شناسه خبر: 276531
2022-3-11 10:52

خاطرات سياسي

راوی فاطمه ابراهیمی کارگر: فرزند شهیدم محمد حسن طاهریان در دوران انقلاب با اینکه سن و سال کمی داشت ولی در اکثر مبارزات سیاسی شرکت می کرد یادم است یک روز که هراسان به خانه آمد و کفش به پا نداشت و لباسهایش کثیف بود به او گفتم این چه وضعی است که به خانه آمدی کفشهایت کجاست ؟ گفت در حین تشیع یکی از شهدای انقلاب بودم و شعار می دادیم که نظامیان به مردم یورش بردند و من مجبور به فرار شدم و در یک جوی آب پنهان شدم وقتی بیرون آمدم و می خواستم به خاه بیایم یکی از مامورین مرا دید و دنبالم کرد و من به خاطر اینکه بتوانم تندتر بدوم کفشهایم را بیرون کرده و از مهلکه گریختم.