https://shohada.org/en/node/277011

شناسه خبر: 277011
2022-3-11 10:58

عشق شهادت

راوی فاطمه صمدی سه قلعه: تصمیم داشتیم خانه ای بخریم، پولمان کم بود با خواهرم در میان گذاشتم او با حالت همدردی مرا دلداری داد و گفت: خدا بزرگ است فردای آن روز به گفته ی خواهرم که به منزل مادر رفته بود زمان صرف ناهار ماجرای تهیه ی خانه ی ما را برای برادرم غلامرضا تعریف کرده بود و در حین خوردن غذا بود که به محض شنیدن این خبر به ساعتش نگاه کرد و گفت: من مقداری پس انداز دارم اگر بتوانم خودم را سریع به بانک برسانم شاید بتوانم نیاز او را برطرف کنم ضمن این که فرصت که بود و غذایش که آبگوشت بود نیمه تمام گذاشت و به سرعت از خانه خارج شد و مقداری پول را که حاصل زحمتکشی او بود و برای آینده ی خود در نظر گرفته بود به صورت بلا عوض توسط خواهرم به من هدیه کرد.