https://shohada.org/en/node/277039

شناسه خبر: 277039
2022-3-11 10:59

اولين اعزام

راوی زهرا شادی: موقعی که احمد می خواست به جبهه اعزام شود من و پدرش جهت بدرقه او به مشهد رفتیم. در مشهد به خانه عمویش رفتیم. احمد که چند روز قبل از آموزش آمده بود و حمام نکرده بود به زن عمویش گفت: زن عمو حمامتان را روشن کن می خواهم به حمام بروم. چند روز است که به حمام نرفته ام وقتی به جبهه می روم باید تمیز باشم. زن عمویش گفت: احمد مدتی است که حمام خراب است و ما از حمام عمومی استفاده می کنیم نمی دانم چه شده است. احمد اصرار کرد و گفت: یک دفعه دیگر بروید انشاءا... درست شده است. با اصرار زیاد احمد بالاخره زن عمویش به طبقه پایین رفت و طولی نکشید که برگشت و گفت: حمام درست شده است ما همه تعجب کردیم و احمد به حمام رفت و پس از آن با ما خداحافظی کرد و عازم جبهه شد.