https://shohada.org/en/node/277274

شناسه خبر: 277274
2022-3-11 11:02

اولين اعزام

راوی علی ابراهیم زاده: به خاطر دارم زمانیکه دوستم علی صفائی برای رفتن به جبهه ثبت نام کرده بود همه ایشان را از رفتن به جبهه منع می کردند و میگفتند : شما با شش فرزند کجا می خواهی بروی؟ تازه یکی از آنها معلول است هر چه پدر و مادرش به ایشان گفتند نمی خواهد به جبهه بروی ایشان گوش نکرد و بر تصمیمی که گرفته بود استوار بود یک روز با ایشان جلوی درب حیاطشان ایستاده بودیم و دو روز مانده بود تا اعزام به جبهه . پدر خانمش آمد به طرف علی و به ایشان گفت ، شنیدم که می خواهی به جبهه بروی؟ ایشان با قاطعیت جواب داد بله اگر خدا قبول کند . پدر خانمش گفت : شما با این همه بچه می خواهی بروی؟ همین جا بمان و از آنها نگهداری کن ولی ایشان قبول نکرد و مصمم تر از قبل شد پدرخانمش گفت: شنیده بودم در هر خانواده شما یک دیوانه وجود دارد و از خانواده ی شما . فکر می کنم تو دیوانه ای؟ ایشان گفت بله من دیوانه ام دیوانه ی جبهه و جنگ و اگر خداقسمتم کند شهادت.