https://shohada.org/en/node/283005

شناسه خبر: 283005
2022-3-11 14:53

آخرین وداع با خانواده

به روایت از شهربانو براتی : از دوران عقدمان9ماهی گذشته بود که به دنبال خانه ای برای اجاره کردن راهی شهر شدیم. خانه مورد نظر را پیدا کردیم و قرار شد که صبح اساس کشی کنیم. در همان روزها نائب علی هم قرار بود به جبهه برود، اما خانواده نمی دانستند چگونه این موضوع را با من مطرح کنند، چون وابستگی شدیدی به ایشان داشتم البته خودشان هم بعدها گفتند که می ترسیدند در آن لحظه چگونه این مسأله با توجه به شرایط سنی و وابستگی شدیدی که در شما می دیدم عنوان کنم. خلاصه وقتی راه حلی به نظرم رسید با خود گفتم که دل به دریا بزن وبگو که فردا صبح قرار است که به جبهه اعزام شوم . وقتی متوجه این موضوع شدم به ایشان گفتم: در نبود شما چه کاری از دست من بر می آید؟ ایشان گفت: کتاب و مطالب و نوارهای شهید بهشتی را گوش کن. می گفت: در ضمن دوست دارم با خانواده شهداء رابطه برقرار کنی. حتی اگر برنگشتم ازدواج کن. بعد از این حرفها کنار حوض نشستم و آخرین عکس را7 باهم گرفتیم.