https://shohada.org/en/node/284708

شناسه خبر: 284708
2022-3-11 15:18

توجه به امر ازدواج

یک روز فرزندم علی اکبر به من گفت : مردم به شما می گویند که بچه ات بزرگ شده برایش زن بگیر حالا شما هم به روستای دولت آباد به منزل فلانی بروید آنها یک دختر دارند برو و به آنها بگو که پسرم پاسدار است و به جبهه می رود و ممکن است که اسیر مجروح و یا شهید شود فردا به همراه پدرش به روستا رفتیم ودیدیم که دختری دراند بسیار با حجاب و خودشان هم مذهبی هستند و برادر دختر هم روحانی است مورد پسند ما قرار گرفتند و همانجا برای عروسی صحبت نمودیم و منبع 30 هزار تومان مهریه و مبلغ 15 هزار تومان قباله قرار دادیم بعد حدود صد نفر میهمان برای عروسی دعوت کردیم ویک مراسم جشن بسیار ساده ای برایشان برپا نمودیم موقع سیاهه نمودن جهاز دختر برادر دختر می نوشت و علی اکبر قیمت ها را می گرفت به طوری که میهمانان خندیدند و از این مهر ومحبت بین خانواده تعجب شدند باهمین وضع همسرش را به خانه آوردیم .