https://shohada.org/en/node/284716

شناسه خبر: 284716
2022-3-11 15:18

آخرین جملات شهید

به یاد دارم یک روز در سپاه اسفراین وقتی بچه ها مرا به اسم صدا زدند چند سرباز که آنجا خدمت می کردند ایستادند و به من نگاه کردند همان طور که متعجب به من نگاه می کردند از آنها سوال کردم که چی شده ؟ گفتند : ما در منطقه جنگی فرمانده ای به نام سرپوش داشتیم من متوجه شدم که آنها فرزندم علی اکبر را می گویند به آنها گفتم : از ایشان خاطره ای دارید ؟ گفتند : بله وقتی خمپاره 60 نزدیک ایشان منفجر شد کنارش رفتیم و دیدیم سینه اش دریه شده و پایش در حال قطع شدن است و چهره اش خیلی برافروخته بود ولی درآن حال هم ما را نصیحت کرد وگفت : ما که رفتیم شما سعی کنید که راه ما را ادامه دهید آرزوی هر فردی درنهایت شهادت در راه خداست و ما به آنچه می خواستیم رسیدیم .