https://shohada.org/en/node/284720

شناسه خبر: 284720
2022-3-11 15:18

عشق به جهاد 2

به یاددارم با اینکه تازه ازدواج کرده بودیم همسرم خیلی علاقه داشت که به جبهه برود ولی مسئولین اجازه نمی دادند ایشان هم یک روز به محل کار آقای محمدی که مسئول پرسنلی بودند می روند و درب اطاق ایشان را هم می بندند و در آنجا خیلی گریه می کنند و به آقای محمدی می گویند این همه دیگران زحمت کشیده اند شما باید بگذارید که من به جبهه بروم تا بتوانم دینی را که اسلام و انقلاب به گردنم دارد ادا نمایم آقای محمدی به همسرم می گویند خوب شما هنوز تازه ازدواج کرده اید ولی همسرم به آقای محمدی می گویند اینها همه بهانه است شما فقط می خواهیدکه مرا از دفاع و جنگ محروم نمایید بگذارید من بروم بالاخره هم تا زمانی که آقای محمدی موافقتشان را اعلام نمی کنند همسرم درب اتاق را به روی هیچ کس باز نمی کند .