https://shohada.org/en/node/284738

شناسه خبر: 284738
2022-3-11 15:18

عشق به جهاد 4

به یاد دارم برادر علی اکبر رباط سرپوش اصرار فراوان برای حضور در جبهه داشت تا جایی که بالاخره موفق به جلب موافقت مسئولین شد. آن روز به یاد ماندنی و تاریخی فرا رسید. روزی که برای او شادی و نشاط و برای من غم و اندوه را به همراه داشت، سر از پا نمی شناخت و از شادی در پوست خود نمی گنجید. با صلابت و استواری بر موتور نشست و پس از روشن کردن آن همراه یکدیگر جهت تسویه حساب با صاحبخانه اش و خداحافظی با خانواده و بستگان، راهی روستا شدیم، ایشان با سرعت تمام رانندگی کرد! وقتی به آنجا رسیدیم با صاحبخانه اش تسویه حساب نمود و خیلی عادی و بی تکلف با پدر و مادر بزرگوار و سایر اعضای محترم خانواده اش خدا حافظی کرد و حلالیت طلبید و بلافاصله برگشتیم. عجله در کار خیر و سرعت غیر منتظره اش در کارهای قبل از اعزامش برای من درس بزرگی بود.