https://shohada.org/en/node/284749
شناسه خبر: 284749
2022-3-11 15:18
خاطره شماره 44 - شهید علی اکبر رباط سرپوشی
همسرشهيد: يك روز همسرم تعدادي عكس شهيد و تعدادي عكس شخصيت هايي را كه واقعاً به انقلاب خدمت كرده بودند را آورد و روي ديوار اطاقمان نصب نمود. وقتي علتش را سوال كردم، ايشان گفت : اين ها ارزش خيلي زيادي دارند .
بعد از شهادت همسرم، من به قدري ناراحت بودم، كه يك حالت نا اميدي به من دست داده بود! همه اش مي گفتم: خدايا، من لياقت ايشان را نداشتم، چرا نتوانستم با ايشان بيشتر زندگي كنم؟ تا اينكه يك شب نشستم و بعد از اينكه قرآن خواندم و دعا كردم ، گفتم: خدايا، كمكم كن، نكند با اين ناراحتي كه من دارم ، دشمن شاد شود؟ همان جا بود كه با خودم گفتم: شهادت خبر بدي نيست ، كه نصيب همسرم شده است و در همان موقع خدا را شكر كردم. همان شب در خواب ديدم ، كه همسرم در حالي كه خيلي خوشحال بود آمد. به قدري خوشحال بود ، كه من در موقعي که ايشان زنده بود ، او را اين قدر خوشحال نديده بودم! و به خاطر اين خوشحال ، من شكر خدا را به جا آوردم.