https://shohada.org/en/node/284838
شناسه خبر: 284838
2022-3-11 15:19
خواب و رویای دیگران در مورد شهید 1
به روایت از غلام رضا راستگو : غلامرضا بعد از شهادت فرزندم علیاصغر را در باغزار کاشمر دفن کردیم یک دفعه خواب دیدم که به باغزار برای زیارت قبر شهدا رفتهام و دیدم که شهدا بر روی قبرهایشان نشستهاند و با لباسهای سفید از دوستانش سراغ علیاصغر را گرفتم گفتند آنجاست به طرفش رفتم و سر و صورتش را دست کشیدم و زیارتش کردم و به او گفتم غصه نخوری مادر خوشا به حالت که به شهادت رسیدهای ما هم باید از این دنیا برویم اما دست خالی خوشا به حالتان که به شهادت رسیدهاید بعد پرسیدم مادر جان جایت خوب است گفت: مادر جان جایم بسیار خوب است اما از حالا باید زیر خاک باشم گفتم از کجا میآئید گفت میآئید با هم برویم تا ببینید رفتم دیدم در یک مکانی سر پوشیده که در آن جوی آبی جاری است دیدم توی جوی آب سکههای طلا برق میزند یک آب زلالی بود رفتم مقداری بنوشم از خواب بیدار شدم.