https://shohada.org/en/node/285680

شناسه خبر: 285680
2022-3-11 15:31

آخرین وداع با خانواده

به روایت از ن.م درویشی : زمانیکه پسر عمه اش شهید شده بود. او از شهادت پسر عمه اش خبر نداشت. وقتی ما برای آوردن جنازه شهید رفتیم در بین راه داخل ماشین به او گفتم: که پسر عمه ات شهید شده ، او گفت: اگر می دانستم پسر عمه اش شهید شده اصلاً از جبهه بر نمی گشتم. در حین مراسمی که پسر عمه اش گرفته بودیم علی گفت: می خواهم به جبهه بروم از یک طرف مراسم پسر عمه اش بود و از طرف دیگر پسر عمه دیگرش در تهران بستری بود. به او گفتم: می خواهم به جبهه بروم از یکطرف مراسم پسر عمه اش بود و از طرف دیگر پسر عمه دیگرش در تهران بستری بود. به او گفتم: حداقل بگذار تا هفتم شهید را بگیریم باهم به تهران می رویم. گفت: نخیر من جدا می روم. خلاصه یک شب هر طوری بود نامه ای که گفته بود امضاء کردم و گفتم: خوب برای ماهم بلیط گرفت و خوشحال بود. گفت: برای شما هم بلیط گرفته ام از آن وقت او را ندیدم تا جنازه اش را آوردند.