https://shohada.org/en/node/286996
شناسه خبر: 286996
2022-3-11 15:53
لحظه و نحوه شهادت
به روایت از علی اسحاقی : در مننطقه که بودیم یک شب قرار شد که کمین بزنیم ما برای شناسایی دشمن رفتیم و در کانالی که بین ما و دشمن بود مخفی شدیم . در همین حال مشغول تیر اندازی به دشمن بودیم که ناگهان گلوله ای به قلب عباس اصابت کرد . من ایشان را بلند کردم تا با خودم به سنگر ببرم در بین راه ایشان مادرش را صدا می زد و می گفت : مادرم نیامد ! من گفتم مادرت در راه است و می آید . ایشان در لحظات آخر عمرش مدام نام مادرش را می آورد و در همان لحظه بود که به شهادت رسید . بعد از شهادت ایشان من به جوش و خروش آمده و جنازه ایشان را ترک کردم و به کمین گاه برگشتم و شروع به تیر اندازی به سمت دشمن کردم . با خودم گفتم : ننگ است که دوست و هم روستایی ام که از دوران کودکی با هم بودیم به شهادت برسد و من بی تفاوت باشم .