https://shohada.org/en/node/287057

شناسه خبر: 287057
2022-3-11 15:54

خواب و رویای دیگران در مورد شهید

کاظم خائف روزی یک خانم کهن سال که به بی بی مشهور بود به منزل ما آمد و گفت : من پسر شما کاظم خائف را خواب دیدم که به من گفت : بی بی جان تا منزل خواهرم می روی ؟ گفتم : کاظم آقا من منزل خواهر شما طاهره را یاد ندارم گفت : عیت ندارد من جلو می روم شما از پشت سر بیایید! مراتا منزل طاهره آورد .کاظم دستش را در سینه کرد ودسته گلی تازه با گلهای خوشبوی محمدی بیرون آورد وگفت : بی بی جان این گلها را به طاهره بده و به او بگو هر وقت مادر ناراحت بود این دسته گل را به ایشان بده و به مادر بگو ناراحت من نباشد.