https://shohada.org/en/node/287416

شناسه خبر: 287416
2022-3-11 21:01

دستگيري از ضعيفان

راوی علی عرفانیان : یکروز عصر دیدیم آمد و تمام بدنش خاکی است وخسته هم به نظر می آمد . ما طبق معمول همیشه شوخی می کردیم ، می گفتیم : محمد چکار می کنی ؟ ( همیشه این کلمات را می گفتیم ) گفت : هیچی با یکی دوتا از بچه ها آمدم که آن هم شهید شدند . برادر شهید روح ا... بود وخودش شهید شده بود و آن هم برادر کوچکتر از روح ا... بود که شهید شد . خوب ایشان با یک روحانی- بنابه دلایلی اسم روحانی را نمی آورم - دید خانة یک پیرزنی نیاز به کار بنائی دارد ، خوب حاج آقای روحانی معطل شد و می رفت کار عملگی می کرد که کار عملگی آن زمان 50-60 تومان مزد داشت . نمی توانست با 50 تومان کاری کند به خاطر خود سازی چون این کار را می کرد واقعا" سعی داشت خودش را بسازد . ایشان عملگی می کرد گل وآجر ودیگر کارها یی که یک عمله باید انجام بدهد ایشان به عنوان یک عمله گردن کلفت می رفت برای ساختن خانه پیر زن واین چیزی است که من یادم هست وبعد فهمیدم که ایشان از این کارها زیاد کرده اند .