https://shohada.org/en/node/287965

شناسه خبر: 287965
2022-3-11 21:08

شجاعت و شهامت

به روایت از مجید توکلی : یادم است در عملیات مسلم بن عقیل در خدمت آقای حمامی بودم. قار بود آن شب نیرویی از یک منطقه ای علیه عراق وارد عمل شود. آقای حمامی به من گفت: جواد، امشب همراه من می آی؟ گفتم: کجا؟ گفت: می خواهم جلو بروم. گفتم: بله، من در خدمت شما هستم. داخل یک سنگر تانک شدیم، قسمتی از زمین که به وسیله لودر گود شده بود آقای حمامی گفت: این جا استراحت کنیم سپس می رویم. خلاصه بدون هیچ پوششی یا تیوپی روی زمین دراز کشیدیم. البته محل امنی بود. بعد از حدود یک ساعت و نیم محمدرضا مرا صدا کرد و گفت بلند شوبرویم، سپس به سمت مواضع دشمن به راه افتادیم، ارتفاعات سومار دست عراقی ها بود و ما نیز در گودی قرار دشتیم، آن ها بر ما اشراف کامل داشتند، اتفاقاً آن شب هوا هم خیلی تاریک بود و عراقی ها هم به صورت کورکورانه به طور رگباری مرتب شلیک می کردند. به نحوی که هیچ جنبنده ای جرأت حرکت کردن نداشت. من مرتب باری خودم سنگر اختیار می کردم تا از اصابت تیرها در امان باشم. ولی آقای حمامی که انگار هیچ اتفاق خاصی نیفتاده است مستقیم و به صورت ایستاده راه می رفت. بدمن این که حتی سرش را خم کند، او هیچ هراسی به دل خود راه نمی داد. خوشبختانه توانستیم مأموریت خود را به خوبی انجام دهیم و نبردهای ایرانی با شجاعت افرادی چون آقای حمامی توانستند معبری باز کنند و به دشمن حمله کنند. آقای حمامی درس شهادت را به خوبی آموخته بود.