https://shohada.org/en/node/288041
شناسه خبر: 288041
2022-3-11 21:08
مبارزه با ضدانقلاب و منافقین
به روایت از عباس مهوش : زمانی که در بیت حضرت امام خمینی (رضوان الله علیه)خدمت می کردم یکبار تصمیم گرفتم که مرخصی بگیرم و به مشهد بیایم آقای حمامی وقتی که از تصمیم من مطلع شد گفت من هم همراهت می ایم خلاصه قرار شد دو نفری عازم مشهد شویم بلیط تهیه کردیم و سوار اتوبوس شدیم و از سمت جاده شمال به راه افتادیم حدود نیمی از راه را طی کردیم فکر می کنم نزدیکهای بابل بود که اتوبوس متوقف شد وقتی سوال کردیم که چرا ایستاده ایم و حرکت نمی کنیم راننده گفت جلوتر منافقین درگیری به وجود آورده اند و راه را بسته اند. هم من و هم آقای حمامی مسلح بودیم هر دو کلت کمری همراه داشتیم کلت آقای حمامی حدود دوازده گلوله و کلت من هم شش گلوله داشت. آقای حمامی گفت کارتهای شناسائیمان را باید مخفی کنیم همین کار را انجام دادایم سپس به من آموزشهای لازم را داد و طرحی ریخت که اگر درگیر شدیم چه باید بکنیم. در همین افکار بودیم که خوشبختانه بچه های سپاه بابل سررسیدند و درگیری فیصله یافت. ولی اگر اتفاقی هم می افتاد ما آمادگی کامل را داشتیم. آقای حمامی در لحظات حساس تصمیم می گرفت.